خرید بک لینک

به نام خدا

عصری، من و یاس سادات، چیز جدیدی رو تجربه کردیم. دوتایی در حالی که من راننده بودم رفتیم دد.

مسیر دور نبود. یاس سادات تو صندلی ماشینش بود. آینه ماشین سمتش بود و دید پشت کلا نداشتم. سرعتم از نورمالم پایین تر بود و با شعر خوندن سرگرمش کردم تا رسیدیم. کلا بد نبود. ولی خب همش نگران بی تاب شدنش بودم.

برگشتنی هم خوابید تا رسیدیم و لایک داشت حسابی.

برچسب: نویسنده: ماهان کمالی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 17:09

صفحه بندی