
به نام خدایاس من، تو نیم سالگیش، پدربزرگش رو به خاک سپرد. فقط نیم سال از عمرش پدربزرگشو دید. خیلی سخت بود... ...
ادامه مطلب
به نام خدا امروز شش ماهگی برادر زاده م، فاطمه خانم بود. خاله اش هم اومده بود و ما دو تا عمه براش جشن "نیم سالگی" گرفتیم. مامان باباش که کلی ذوق زده شدن. خودشم هی شیرجه می زد داخل کیک. هدیه تولد نیم سالگی هم بهش "بادوم" دادیم تا دیگه غذا خور بشه و "حریر بادوم" خور. خوش گذشت خیلی. همه به خاطر سورپرایزی که کردم بهم تبریک گفتن. :)...
ادامه مطلب