.: هفتادی ها :.

متن مرتبط با «روز 200» در سایت .: هفتادی ها :. نوشته شده است

.: روز موعود :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا یک عالمه اتفاق خوب و خارج از انتظار و توقع. خیلی خوش گذشت شکر خدا. منصوره. خانواده خودم. خانواده برادرم. دوستان بهتر از جان کاردانی. و سیما؟! استاد آریا. خانم احسانی!!! استاد آریا در موردم گفتن "این دختر چه عجیبه!!!". به خاطر ترکیب ببب هام. و نستعلیقی ها هم که طبق معمول با تعصب پیش آمدند. و ما تشکر کردیم از حضورشان. پی نوشت: در 24 ساعت گذشته، 3 ساعت حداکثر، خوابیدم. له له لهم. ...

    ادامه مطلب
  • .: در این روز آخر ... :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا دلم گرفته. امروز روز آخره و دلم نمیاد بخوابم. همش می خوام یه کاری کنم. الآن جزء قرآنم رو تموم کردم. و جزو معدود روزها و شبهاست که منتظر نشستم همسر بیاد. و اصلاً هم نمی دونم چرا. ذهنم خیلی درگیر فاطمه سادات و سمانه هست. دعا دعا دعا. دیروز فاطمه سادات، دختر عموی یک ماه کوچیکتر یاس سادات، د...

    ادامه مطلب
  • .: روز قدس :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا توصیف امروز من و یاس سادات در راهپیمایی اینجوری بود که : رفتیم صندلی های نماز جمعه رو چیدیم آب جارو کردیم دادیم دست مردم و اومدیم. بعله. خیلی خیلی زود حرکت کردیم و بالطبع جای نزدیک و خوبی برای پارک ماشین هم گیرمون اومد. تو خنکای سایه و باغچه های آبپاچی شده رفتیم و وسط بلوار کشاورز نشستیم...

    ادامه مطلب
  • .: پنج شنبه فیروزه ای :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا هیچ وقت فکر نمی کردم با وجود یاس سادات بتونم مطالعه کنم.یکی از دوستهام سری کتابهای "من دیگر ما" رو بهم هدیه داده بود، اون رو نمی تونستم بخونم و متوجه بشم، گذاشتمش کنار. بعد کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران" رو هم که دستم بود، باید در سکوت کامل می خوندم تا به دلم بشینه و به خاطر بسپارم. ولی این یکی، وسط بازی های یاس، وسط دیدن تلویزیون، بین هم زدن غذا و مواظبت از نسوختنش، مطالعه شد و کیف کردم. اوایلش خیلی خوشم نیومد. یعنی با اون دیدی که رفته بودم سراغش، بیشتر برام حال گیری بود. اواسطش که یه جاهایی خیلی خیلی حرصی بودم از نویسنده. اما از فصل 6 و نیم به بعد، دیگه وضع فرق کرد. یا داخل داخل داستان رفته بودم، یا نویسنده تازه دستش اومده بود که چی کار کنه که حسابی به دلم نشست. ولی از اول ِا...

    ادامه مطلب
  • .: 200 روز :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا یاس سادات، 14 آبان، 200 روزه می شه. نیم سالگیش که با فوت بابا بزرگش یکی شد. نشد براش کاری کنم. همون شیر معمولی هم که بهش می دادم خدا خیلی دوستش داشت. دلم می خواست براش 200 روزگی بگیرم، خامه هم گرفته بودم که کیک خامه ای درست کنم. ولی باز مجبوریم یه سفر کاری بریم. معلوم نیست کی برگردیم. تو همون سفر باید یه فکری به حال دخترکم کنم. باباشم حسابی افسرده ست. هوای اونم باید داشته باشم. گرفتاری های کار و درسش کم بود. این غم هم اضافه شد. هعی... *** دختر 198 روزه من، حالا فرنی با آبش رو می خوره و خوشش نمیاد. دکتر بهم اجازه استفاده از شکر رو داده، اما یکی از اقوام می گفت ...

    ادامه مطلب
  • .: 155 روز :.

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا یاس سادات من 5 ماهه شد. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    قسمت 200 روزی روزگاری | دانلود قسمت 200 روزی روزگاری | خلاصه قسمت 200 روزی روزگاری | درآمد روزانه 200 هزار تومان | روزی روزگاری 200 | روز 200 | متجر روز 200 | التاجره روز 200 | درآمد روزی 200 هزار تومان | 200 کلمه در روز