
به نام خدا مثلاحال جسمی همسر خوب نیست. امروز که مجبور شد رفت بیرون و اومد بدتر شد. شب چلۀ خونه مامانش امشب بود و اونجا که بودیم باز بد بود. اومدیم خونه و همزمان با زلزله بدترتر و با چندتا قرص و ماساژ سعی کرد بهتر بشه. منم همینطور نگران ترافیک خیابونها برای وقتی که مجبور شدیم بریم اورژانس. پناه بر خدا کلا ...
ادامه مطلب
به نام خدا داشتیم "سرآشپز" می دیدیم. قسمت آخر بود. همینطوری که سفره رو می چید، هی غیر واقعی بودنش به چشمم می اومد. مثلاً وقتی سالاد شیرازی رو دیدم گفتم وجداناً کی بیدار شدید و مشغول کار شدید که سالادتونم سر جاشه. من هر وقت مهمونی دارم روز قبل همه کارهام رو هم انجام دادم باز اون روز باید 7 صبح بیدار بشم. با وجودی که فرفره هستم. بعد گفتن خب دسته جمعی انجام دادن، گفتم نه همه اش رو دو نفری انجام دادن...
ادامه مطلب
به نام خدا ما، تو زندگیمون، هر چیزی که به دست میاریم رو با کلی تلاش و زحمت و با کلی دخل و خرج میزون کردن به دست آوردیم و می آریم. از تفریحات تا امکانات تا تحصیلات و مدارک و ... علت پست قبل همین هست. یعنی تو این دوره و زمونه مگه چند نفر ژن مرغوبن؟ مابقی بالاجبار باید اینطوری پیش برن. حالا سقف آرزوها بالا و پایین داره. یکی برای نون شب، یکی برای یه ماشین ایمن تر، یکی برای یه خونه راحت تر، یکی برای ...
ادامه مطلب