
به نام خدا امشب پوستر مراسممون رو هم زدم و با خیال راحت می رم دو روز مسافرت. خیلی دلم می خواست انقــــــــــــدر بزرگوار بودم و انقــــــــــــــــــدر روح بزرگی داشتم، که برای اون مسئله، انقدر بال بال نمی زدم که بریم مسافرت و حتماً این چهارشنبه، خون...
ادامه مطلب
به نام خدا یه اتفاق خوب افتاده. والدم از یکی شنیده : "اگه یه گوشه بشینی حرف نزنی نمی گن لالی" و به طور هیجان انگیزی فعلا که ساکته. شایدم من نمی خوام صداشو بشنوم که نمی شنوم؟!؟! یاسم داره راحت زندگیش رو می کنه و از چیزی نمی ترسه. و تو مهمونی ها هم داره بهش خوش می گذره. اجازه داره حرف بزنه و حرفهاش شنیده میشه. ...
ادامه مطلب